ثبات؛ حقیقت یا سراب

ثبات؛ حقیقت یا سراب

آرزوی رسیدن به ثبات، ما را به تلاش مستمر برای تعادل نیروهای درون و بیرون خویش وامی‌دارد. بسیاری، ثبات را بستری لازم برای نیلِ به اهدافِ خود می‌دانند از این رو واکنش‌ اغلب انسان‌ها، درست در زمانی که آشوب و تلاطم زندگی‌شان را به ‌هم ریخته‌است، ظاهری متفاوت ولی باطنی همسو دارد.

همه ما در روزهای پر مشغله و اوقاتی که زمان، خیلی سخت و دیر و تنگ می‌گذرد، تنها به امید رسیدن به ثبات، روزها را برای یافتن مأمنی امن می‌گذرانیم. عده‌ای تحمل و تلاش را پیشه می‌کنند و برخی فقط در جست‌و‌جوی یک زندگی آرام، به انتظار می‌نشینند و دعا می‌کنند. بعضی هم از بر وفق مراد نچرخیدن چرخ روزگار، گلایه کرده که چرا به ما روی خوش نشان نمی‌دهد و همیشه یک جای قضیه می‌لنگد.

ظاهر این قصه، در وهله نخست اصلاً چیز بدی نیست. باور به درست شدن همه جانبه اوضاع، و اینکه همه چیز خوب باشد و مطبوع پیش برود، مطلب نیکویی است و دارای انرژی پیش برنده است و شاید تا حدی هم نگاه خوش‌بینانه برایمان به ارمغان بیاورد. اما باطن همه این واکنش‌ها یکسان است: 

«لحظه حال توسط آینده‌ای کدر بلعیده شده است» 

اینجا، داستان کژ می‌شود. چیزی که ذهن، آن را به حقیقتِ خود درنمی‌یابد، پرتابش از نقطۀ اکنون به آینده‌ای دور و نامعلوم است. بنابراین پریشان می‌گردد و گیج و واکنشِ ذهنِ آشفته هم این خواهد بود که خود را ناتوان از انجام کارها می‌بیند. چون همه چیز مهیا نیست پس کارهایش را یکی پس از دیگری به آینده‌ای موکول می‌کند که در آرامش و سر فرصت به سامان‌دهی‌اش بپردازد. اما آن روز هیچ‌گاه نخواهد آمد.

امر مسلم این است؛

ثبات محدوده‌ای ایزوله نیست که پا در آن بگذاریم و خبری از تشویش و اضطراب نباشد. هیچ متری نمی‌تواند تعیین کند اکنون چه میزان در منطقه تلاطم هستیم و چه‌قدر در دایره ثبات. تلاطم و ثبات، رهاورد لحظات زندگی است. در همین اوقاتِ توأمان است که رشد می‌کنیم، عاشق می‌شویم، تلاش می‌کنیم تا در حرفه خود موفق شویم، به روزمرگی‌هایمان می‌پردازیم، خسته می‌شویم، شکست می‌خوریم و خیلی کارهای دیگر.

برای انجام امور، با آلودن ذهن به اندیشۀ ثبات، خود را نیازمند زمان خالی و یک وقت مجزا می‌کنیم؛ وقتی که همه چیز سر جای خودش باشد، اما با پالودن این اندیشه از ذهن و جایگزینی الگوی همزمانی تلاطم و ثبات، می‌توان حیات را در لحظه اکنون تجربه کرد. آنچه اهمیت دارد دیدن حرکت مماس آشفتگی و سکون است.

یک نظر در “ثبات؛ حقیقت یا سراب

  1. چقدر حس بهتری پیدا کردم با خوندن این متن. ممنونم ازتون.
    ولی چطور در زمان حال زندگی کنیم و لذت ببریم ازش؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *