دُرّ یکتا و گوهر یک‌دانه

دُرّ یکتا و گوهر یک‌دانه

هر روز که می‌گذرد بیشتر به این حقیقت معتقد می‌شوم که هر انسان موجودی یگانه است. شاید آدم‌ها در شرایط یکسان واکنشی مشابه نشان دهند اما این هرگز به معنای همسان بودن ساختار ذهنی و نوع نگرششان به زندگی نیست. این شباهت در طرز عمل، صرفاً به خاطر هم‌پوشانیِ سطوح رفتاری آن‌هاست، درحالیکه هر کدام ریشه در یک دیدگاه مجزا دارد که سایر تعاملاتشان را به صورت کاملاً متمایز شکل می‌دهد. در پست قبل راجع به آدم‌های تخریب‌گری نوشتم که از ترس‌هایشان بولدوزر می‌سازند و اطرافیانشان را له می‌کنند. جالب است بدانید افرادی که چنین خصیصه مشترکی دارند دارای دنیای درونی متفاوتی هستند و درنتیجه، تنها باتوجه به دیگر لایه‌های شخصیتشان می‌توانیم پی بیریم که آن‌ها فقط یک کودک وحشت‌زده و خشمگین هستند یا یک بزرگسالِ دیوسیرت.

هیچ‌گاه نمی‌توان کردار یک انسان را به صورت پیش‌فرض انگاشت. آن‌ها می‌توانند در موقعیت‌های یکسان ما را شگفت زده کنند. از این رو قضاوت کردن اساساً کار غلطی است، همچنین این ادعا که شخصی را به طور کامل شناخته‌ایم.

اگر بدرفتاریِ فردی خاص با ما، منجر به واکنش و داوری نسبت به او شود، این برخورد، لزوماً نسخه از قبل پیچیده شده برای همه نیست و منوط به هر انسان، متفاوت خواهد بود.

افراد با زبان رفتارشان، خود را تعریف می‌کنند و ما با ادراک این قصۀ حقیقی، می‌پذیریم که هیچ انسانی نظیر ندارد؛ پس با اشتیاق به شمار دوستانمان می‌افزاییم و به تماشای دنیای تازۀ هر یک می‌نشینیم و از این رهگذر و در لا‌به‌لای معاشرت‌ها و از میان خرده رفتارها، شخصیت خویش را بهتر می‌شناسیم. بینشی ژرف نسبت به تمام ابعاد وجودی خویش، که با رنج و لذت به دست خواهد آمد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *