نیشِ گفتار

نیشِ گفتار

شوریده کلام و مضطرب، نشسته بود در تاریکی و دست می‌کشید روی خرطوم فیل و پیوسته نطقِ آغشته به ملامت می‌کرد. من میان مذمت‌هایش سرگیجه گرفتم. دنیایم کبود شد. تصاویری غم‌بار از ناکامی و وحشت‌زدگی، قاب نگاهم را پر کرد. زبان در دهانم نمی‌چرخید به گفتن کلمات. خواستم برایش بخوانم «چشم حس همچون کف دست است و بس/ نیست کف را بر همۀ او دسترس»، نتوانستم. خواستم بگویم «اگر لالایی بلدی چرا خودت خوابت نمی‌برد»، نشد. خواستم بگویم «هیچ می‌دانی داری عقایدت را بی‌رحمانه بر روحم تف می‌کنی؟» شرم کردم. سد ذهنم شکسته شده بود اما نه شعر، نه تمثیل و نه حرف، جاری نشدند لا‌به‌لای بیاناتی که تبر به دست می‌تاختند به سوی نهالی که با جمع کردن ذره ذره اعتمادبه‌نفس، آبیاری‌اش کرده بودم. تنها می‌توانستم بگویم «لطفا بس کن، از شنیدن این حرف‌های جان‌کاه خسته‌ام.» این را هم نگفتم. نگفتم چون داشتم باور می‌کردم که راست می‌گوید. فقط دلم می‌خواست آن لحظات تمام شود، بگذرد، برود. به راستی من از این حرف‌ها دل‌زده و رنجورم‌. به اندازه کافی، روزگاری‌که خام و بی تجربه‌تر از اکنون بودم، زیر سمبادۀ زبر این سخنان سابیده شدم. آن زمان اطراف مرا تخریب‌چیان قابلی فراگرفته بودند و من بی‌دفاع تر از اکنون تنها می‌ایستادم، می‌شنیدم، باور می‌کردم و رویاهایم را یکی پس از دیگری به قتل می‌رساندم.

اغلب، افرادی که دارای چنین خصیصه‌ای هستند خود را نیز به همین شدت مورد نکوهش قرار می‌دهند و از حرمان‌های بسیاری در زندگی شخصی خود رنج می‌برند. آنچه در مورد چنین گفتارهایی صادق است مسئله باورپذیر بودن آنهاست. بسته به میزان اعتماد به نفسی که داری، ممکن است به سرعت قانع شوی که حق با گوینده است و بعد سراسر وجودت از شدت وحشت یخ بزند و تمام آرزوهایت بر تنت بماسد و ناامیدی را برایت به ارمغان ‌آورد.‌ کاش همه به این درک برسند که اجازه ندارند برای کاهش دهشت روح خویش، سایر انسان‌ها را  با سرزنش و عتاب در هم بشکنند و بی‌رحمانه بر روان آن‌ها بتازند.

وقتی از همه ابعاد یک شخص آگاه نیستیم، پس تنها با لمس خرطوم فیل، رأی به ناودان بودنش ندهیم و دیدگاه‌های آمیخته با ترس خویش را روی زندگی‌اش تخلیه نکنیم. اگر نمی‌توانیم از موفقیت کسی خرسند شویم، اگر نم نم پیش‌رفتن او را برنمی‌تابیم، اگر نمی‌توانیم تلاش‌های او را ببینیم، حداقل با کلاممان او را از ادامه دادن راهش دلسرد نکنیم. لطفاً ترس‌هایمان را درون خودمان بریزیم و فقط خویش را نابود کنیم و نه همه را. اینگونه منصفانه تر نیست؟

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *