انگشتان یک اندازه در زمان حیاتشان می‌میرند

انگشتان یک اندازه در زمان حیاتشان می‌میرند

«لطفا به بچه‌ها خیانت نکنید و آن‌ها را کلاس نقاشی نفرستید و آموزش طراحی ندهید.» استاد این سخن را بلند گفت و من آرام اندیشیدم حتماً چیزی به نام کُشتن خلاقیت وجود دارد.  مرگ خلاقیت یعنی بخواهیم همه انگشت‌های دست را یک قد کنیم و یادمان برود، زمانی این انگشتان به کار می‌آیند که در اندازه‌های متفاوت باشند. یک قطره از این دیدگاه مسموم، برای آلوده کردن اندیشه انسان‌های یک جامعه کافیست. در این پندار به سر می‌بردم که همان لحظه مرد مسئول مرا کنار کشید و کلام تیزش را با عذرخواستن‌ آمیخت تا از برندگی‌اش بکاهد و در من اثر کند. من تنها فردی بودم در میان جمع مقنعه پوش‌ها که روسری به سر داشت و حالا باید هم قد بقیۀ انگشتان می‌گشت. حرفش اما مثل یک چاقو در تنم فرو رفت. گفتاری که در دلق ملمع پیچیده شد و بی‌رحمانه به سمت کسی که نه خلاف اخلاق، بلکه فقط خلاف قاعده بود، تاخت آورد. چرا باید خودم نباشم؟ چرا جامعه از من وانمود کردن را می‌خواهد؟ که خیالش از چه راحت شود؟ من امشب گریه کردم. به‌خاطر درد ضربه چاقو، به‌خاطر بی‌احترامی، به‌خاطر کشتن خلاقیت‌‌ها و مرگ هنرمندها در زمان حیاتشان و به‌خاطر تلاش مذبوحانه مستوی کردن فردیت آدم‌هایی مثل من که دلشان می‌خواهد بی‌ریا و تظاهر، همواره خودشان باشند.

پانوشت:

۱-پیشنهاد می کنم انیمیشن کوتاه alike را حتماً به تماشا بنشینید.

۲-خلاف قاعده یا (Anomaly) شیوه‌ای در اجرای کارتون است. به این منظور قواعد بصری در بخش‌های مختلف مانند محتوا، رنگ، ابعاد و یا بافت شکسته می‌شود. بنابراین کنتراست ایجاد شده، توجه مخاطب را جلب و او را به دقت و تفکر ترغیب می‌کند. اینگونه است که مفهوم کارتون منتقل می‌گردد.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *