پاسخ‌ها درونِ خودِ تواَند

زندگیِ اغلب ما در گذشته و آینده می‌گذرد بنابراین تعجبی ندارد که صرفاً در پیامدهای مثبت یا منفی تصمیم‌هایمان زندگی کنیم. یا محزون از انتخابی نادرست، زانوی غم بغل گرفته‌ایم و زندگی خویش را اشتباهی بیش نمی‌بینیم، یا برای انتخابی درست، در لذتی کوتاه و اندوهی دراز غرقه‌ایم. در هر دو حالت، ما نگران آینده‌ایم و این نگرانی، دستاوردی جز حزن و اندوه نخواهد»»» ادامه پاسخ‌ها درونِ خودِ تواَند

طرح خطی یک زندگی

تجربه‌ی ناکامی از جمله دردناکترین مسائل روحی است. نشدن‌های پیاپی آدمی را از درون فرتوت می‌کند. روزی به این دنیا می‌آیی و فقط نگاه می‌شوی تا بیاموزی. رفتارهای اطرافیان، برایت الگوهایی غیر قابل تغییر می‌سازد و تو آن‌ها را اصل می‌پنداری و درون اندازی می‌کنی. اما وقتی که اولین ناکامی را به واسطه پیروی از همین الگوها تجربه می‌کنی، درمی‌یابی که یک جای کار»»» ادامه طرح خطی یک زندگی

و سفر آغاز بود 

واقعیت این است که تو با به وجود آمدنت، درگیر بازی پیچیده و به ظاهر ساده‌ی حیات شده‌ای. به دنیا می‌آیی، رشد می‌کنی، تجربه می‌کنی، به دست می‌آوری و از دست می‌دهی. این چرخه تکرار می‌شود تا در نهایت با مرگ توقف یابی. اما این روند، هرگز هزارتوی پیچیده، مبهم و راز آلود هستی‌ را نشانت نمی‌دهد مگر اینکه با تک تک لحظات و»»» ادامه و سفر آغاز بود 

ثبات؛ حقیقت یا سراب

آرزوی رسیدن به ثبات، ما را به تلاش مستمر برای تعادل نیروهای درون و بیرون خویش وامی‌دارد. بسیاری، ثبات را بستری لازم برای نیلِ به اهدافِ خود می‌دانند از این رو واکنش‌ اغلب انسان‌ها، درست در زمانی که آشوب و تلاطم زندگی‌شان را به ‌هم ریخته‌است، ظاهری متفاوت ولی باطنی همسو دارد. همه ما در روزهای پر مشغله و اوقاتی که زمان، خیلی سخت و»»» ادامه ثبات؛ حقیقت یا سراب

لی لی حوضک؛ چرا دندان فیل شکست؟

درون همه ما پُر است از دانه‌هایی با قابلیت جوانه زدن. دانه‌هایی که از آن، گیاهان شفابخش می‌روید و دانه‌هایی که رُستنی شوم دارد. شاید قسمت ناپسند قصه اینجا باشد که ماهیت این دانه‌ها تا قبل از رشد کردن برای ما نامعلوم است و یک عامل بیرونی یا یک کنش درونی باعث جوانه زدن آن می‌شود و ما به درون خویش آگاه می‌گردیم. این»»» ادامه لی لی حوضک؛ چرا دندان فیل شکست؟

فیلی در فضای تهی

فیل بیچاره، این روزها دل و دماغ نداشت. آویزان، خسته و خموده تنها کلماتِ ظاهراً مناسب، برای یک بخش کوچک از لحظاتی بودند که می‌گذارند. باطن این ماجرا در یک ابهام بود و علت این بی‌حوصلگی و دل‌زدگی و چشمان نیمه‌باز، برایش مشخص نبود. به خواب رفتن و بیدار شدنش را درنمی‌یافت و طولِ شبانه‌روز را در تلخی گنگ و سکوتی که سوت می‌کشید،»»» ادامه فیلی در فضای تهی

آنچه قصه به ما پیشکش می‌کند

قصه‌ها به دنیا جان می‌بخشند و آن را سرشار از هیجان می‌کنند. ما «قصه خواندن» را دوست داریم، پیگیر زندگیِ شخصیت‌ها می‌‌شویم، با آن‌ها همذات پنداری کرده، می‌خندیم، گریه می‌کنیم و عاشق می‌شویم.  همواره در کودکی، شنیدن قصه از زبان مادر یا پدر و بعد از آن، خواندن کتاب‌های داستانی و دیدن فیلم‌های قصه محور، آرامش بخش و لذت آفرین بوده‌ است. اگر از»»» ادامه آنچه قصه به ما پیشکش می‌کند

زبان بسته

گاهی دلم می‌خواهد واژه‌ها همانطور که به آسانی بر صفحۀ کاغذم نگاشته می‌شوند بر زبانم جاری می‌شدند. چه آتش‌ها که از ناتوانی در بیان به جانم افتاد و اشک، ریزان شد از چشمم تا فرونشاند آتشِ اندوهِ افتاده بر دل را و چه آدم‌ها که تمامِ وجودِ مرا زیر کلماتشان له کردند. از افرادی سخن می‌گویم که حرف‌هایشان را گستاخانه به سویت پرتاب می‌کنند.»»» ادامه زبان بسته

متقاطع یا موازی؛ پرسش این است

احساسات و هیجانات به زندگی ما رنگ می‌دهند و کیفیت آن را تعیین می‌کنند اما برای گرفتن یک تصمیم سرنوشت‌ساز، بهتر است برای چند لحظه دنیایمان را خالی از رنگ و احساس ببینیم. بدون مداخلۀ تفکرهای آلوده به احساسات مثبت یا منفی پیرامون یک مسئله، احتمالاً می‌توان کم‌اشتباه‌تر اقدام کرد. در راستای رسیدن به امنیت و رشد، قرار است زندگی با گوشه‌های نرم و»»» ادامه متقاطع یا موازی؛ پرسش این است

جایی که می‌خواهیم زندگی کنیم

تا زمانی معین، بی آنکه بدانیم، دنیای مشترکی با پدر، مادر و جانشینان روانی آن‌ها داریم. پس بساط اندیشۀ خویش را در مرزهای محدود و مشخصِ پندارهای آنان، می‌گسترانیم. اما حتماً روزی می‌رسد که به طور کاملاً مستقل، تصمیم بگیریم تا، یا با اندک چکش‌کاریِ دنیای ذهنی‌مان، همچنان در همین مدار بمانیم و مسیر را ادامه دهیم و یا با رفتن و گشتن و»»» ادامه جایی که می‌خواهیم زندگی کنیم